الشيخ أبو الفتوح الرازي
74
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ ) * ، پدرت مردى بد نبود و مادرت بى سامانكار نبود ، اين زبان ملامت به او دراز كردند . * ( فَأَشارَتْ إِلَيْه ) * ، عند آن حال مريم اشارت به عيسى كرد كه : از او بپرسى . ايشان گفتند : اين سخريّت بتر است كه از ما فسوس مىدارد ، گفتند : * ( كَيْفَ نُكَلِّمُ ) * ، ما چگونه سخن گوييم با آن كه [ 13 - پ ] او كودكى است در گاهواره ! و در « كان » سه قول گفتند ، يكى آن كه : زيادت است ، و التّقدير : من هو صبى في المهد ؟ و مثله قوله : كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ ( 1 ) . . . ، و المعنى ، انتم خير امّة ، و قولهم : ان كنت صديقي وصلتني ، و قول الشّاعر : على كان المسوّمة العراب اى على المسوّمة العراب ، و قول الفرزدق - شعر : فكيف اذا رأيت ديار قومي و جيران لنا كانوا كرام و گفتهاند : « كان » به معنى صار است ، چنان كه شاعر گفت : اجرت اليه حرّة ارحبيّة و قد كان لون اللَّيل مثل الارندج و مبرّد گفت : « كان » تامّه است ، به معنى حدث و وجد . و نصب * ( صَبِيًّا ) * بر حال است . قتاده گفت : گاهواره ( 2 ) كنار مادرش بود . سدّى گفت : سنگها برگرفته بودند تا مريم را سنگسار كنند ، چون عيسى به سخن گفتن در آمد ، گفتند ( 3 ) : امر عظيم ، كارى عظيم است اين . گفتند : چون مريم - عليها السّلام - اشارت به عيسى كرد به آن معنى كه اين حال از او بپرسى ، گفتند : من انت يا غلام ؟ تو كيستى اى غلام ؟ روى از ايشان بگردانيد ، زكريّا بيامد و گفت : يا غلام ! بگو اگر تو را دستورى دادهاند كه سخن گويى ( 4 ) تو كيستى . گفت : * ( إِنِّي عَبْدُ اللَّه ) * ، من بندهء خدايم . اهل اشارت گفتند : اوّل سخن كه بر زبان عيسى رفت ، اقرار به عبوديّت بود تا ردّ باشد بر ترسايان كه به الهيّت او گفتند ، و گفتند : او پسر خداست تعالى علوّا كبيرا . همچنين امير المؤمنين على چون دانست كه جماعتى غلاة - عليهم لعائن اللَّه - در حقّ او آن گويند كه به او لايق نباشد ، مادام
--> ( 1 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيهء 110 . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : گهواره . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها هذا . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها تا .